من از همان نگاه اول عاشق این نقاشی شدم!
بخشهای گوناگون اثری شاخص از سالهای پایانی اقامت کاندینسکی در پاریس است؛ دورانی که با مهاجرت او پس از بسته شدن مدرسه باوهاوس در برلین در سال ۱۹۳۳م. آغاز شد و با مرگش در ۱۹۴۴ به پایان رسید. در این دوره، زبان هندسی او دچار دگرگونیِ چشمگیری شد. ماهیت ارگانیک و آمیبگونهی فرمهای کوچک و ریزساختارهای او در این مرحله اغلب مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، فرمها تقریباً زنده به نظر میرسند و کاندینسکی با نوعی بیاعتنایی با آنها برخورد میکند، آنها را در نظامی مصنوعی از اشکال و ارجاعات میچیند.
دراین اثر، ترکیببندی به قسمتهای مستطیلشکل به رنگهای گوناگون تقسیم شده که بر ساختار نهاییِ متقارن عناصر آن تأکید دارد. این دوگانگی_اثر متقابل دو نیمه و نیروهای متضاد_جانی دوباره به درونمایهای بنیادین در کارهای کاندینسکی میدهد. اینها همانند منازعهای در تعادل هستند؛ البته که در اصل، تمامیت هنر کاندینسکی را میتوان تلفیقی از نیروهای تقسیمشده و متقابل دانست.
پ.ن: آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چگونه نگاه درستی به نقاشیهایی این چنینی داشته باشید؟ شادیِ نگاه از نزدیک و درک هنر انتزاعی را با دوره رایگانِ چگونه به هنر بنگریم دریابید. کاندینسکی به شما افتخار خواهد کرد.
اگر فارسیزبان هستید، به زبان انگلیسی تسلط و تجربهی فعالیت در حوزهی ترجمه را دارید، دیلیآرت به شما نیاز دارد! به دنبال داوطلبانی هستیم که ما را در ترجمهی متون دیلیآرت به زبان فارسی یاری کنند. اگر میخواهید به گروه بینالمللی ما ملحق شوید و تجربهای منحصر به فرد کسب کنید؛ لطفا این پرسشنامه را پر کنید.