هرچه بیشتر به نقاشیهای آنری ماتیس نگاه میکنم، بیشتر درمییابم چرا او را یکی از انقلابیترین نقاشان قرن بیستم میدانند. باورکردنی نیست که این نقاشی در سال ۱۹۱۱ م. خلق شده است!
ماتیس زمانی اقرار کرده بود:«نمیدانم رنگ قرمز را از کجا آوردم. چیزها تنها وقتی برایم معنا پیدا میکنند که آنها را با قرمز ببینم.»
در این اثر، کارگاه هنری او به صحنهای نمایشی بدل شده است. آثار تازهاش در نقاشی، مجسمهسازی و سفالگری با جزئیاتی زنده به تصویر درآمدهاند، در حالیکه دیوارها و اثاثیه در میدانی از رنگ قرمز ناب حل میشوند. در مرکز ترکیببنری، ساعت قدیمیای دیده میشود که عقربه ندارد؛ گویی در پناهگاه هنرمند، خودِ زمان از حرکت بازایستاده است. آنچه به نظر میرسد خطوطی ترسیمشده باشد، در واقع نوارهای باریکی از زمینهی زرد کمرنگ بوماند که هنگام پوشاندن آن با قرمز زنگاری، آگاهانه دستنخورده باقی گذاشته شدهاند. این خلأهای ظریف، شکل اشیا را میسازند، ژرفنمایی (پرسپکتیو) را القا و فضای اتاق را تعریف می کند.
این رویکرد رادیکال تأثیری عمیق بر نسلهای بعدی هنرمندان مدرن گذاشت و اغلب بهعنوان پیشدرآمدی مستقیم بر جنبش نقاشی میدانرنگ شناخته میشود. جنبشی که با هنرمندانی چون مارک روتکو و کنت نولاند به اوج رسید. فرانک استلا نیز روش مشابهی را به کار برد؛ او بخشهایی از بوم خام را بهعنوان «خطوط» سازهای باقی میگذاشت. ماتیس با لایهگذاری رنگ، بهجای تکیه بر خطوط رسمی، زمینهساز جنبشی شد که ژرفا و فضا را درون میدانهای ناب رنگ مییافت.
پ.ن. میخواهید بفهمید هنرمندانی چون ماتیس چگونه نگاه ما به رنگ، فضا و ترکیب را دگرگون کردند؟ در دورهی رایگان ما، چگونه به هنر بنگریم، ثبتنام کنید!
پ.ن۲. در اینجا میتوانید از طریق ۱۰ نقاشی، با آنری ماتیس آشنا شوید و هنر این استاد فوویسم را کشف کنید!