آمالی زوکرکاندل دختر نویسنده و نمایشنامهنویس وینی، زیگموند شلزینگر و همسر جراح دکتر اوتو زوکرکاندل بود. او از طریق خانوادهی درجه دو خود در یکی از پویاترین محافل روشنفکری وین رفتوآمد داشت: امیل زوکرکاندل، برادر شوهرش، کالبدشناس برجستهای بود و همسر او، برتا زوکرکاندل، نویسنده و منتقد هنری، با بسیاری از هنرمندان جنبش جدایی وین ارتباط نزدیک داشت. احتمالاً از طریق همین محافل بود که به گوستاو کلیمت سفارش چهرهنگارهی آمالی داده شد.
به نظر میرسد کلیمت در همان سالها چهره و شانههای مدل را کامل کرده باشد و با دقت، تضاد میان پوست روشن، موهای تیره و یقهی توریِ سیاه و چشمگیری را که به شکل پاپیون بسته شده بود، برجسته کرده است. اما آمالی در جریان جنگ جهانی اول، به لووف رفت؛ جایی که همسرش بهعنوان پزشک کار میکرد و خود او نیز داوطلبانه به پرستاری پرداخت. زمانی که بعدها به وین بازگشت، کلیمت چند طراحی مدادی دیگر روی بوم انجام داد، اما نقاشی هرگز کامل نشد. تنها نشانههای کمرنگی از تزئینات گلدار بر پسزمینهی سبز دیده میشود و خطوط لباس و شال صرفاً بهصورت طرحهایی ترسیمشده باقی ماندهاند. این جهانِ مدرنیسم وینی و حلقهی هنری پیرامون گوستاو کلیمت در دفتر برنامهریزی جدایی وین ما نیز بازتاب یافته است؛ اثری الهامگرفته از زیباییشناسی و روح جنبش جدایی وین.
هرچند زندگی آمالی زوکرکاندل پایانی تراژیک داشت. ازدواج او با اوتو زوکرکاندل در سال ۱۹۱۹ م. به پایان رسید و در دوران نازیها، تحت قوانین نژادی نورنبرگ مورد آزار و تعقیب قرار گرفت. او و دخترش، هرمینه مولر-هوفمان، در سال ۱۹۴۲ م. به اردوگاه مرگ بلزتس تبعید شدند و به قتل رسیدند.
پ.ن. آیا تا به حال آخرین نقاشی گوستاو کلیمت را دیدهاید؟